در این سـرآب فـنآ چشـمه ی حیآت منم
وگر بـه خـشم روی صد هـزآر سآل ز من
به عآقبت به من آیی کـه منـتـهآت منـم
نگفـتمت که بـه نـقش جـهآن مـشو رآضی
که نقـشبـند سـرآپـرده ی رضـآت مـنم
نگـفتـمت که مـنم بـحر و تـو یکـی مآهی
مـرو به خشـک که دریآی با صـفآت مـنم
نگـفـتمت که چـو مـرغآن به سـوی دآم مـرو
بـیآ کـه قــوّت پـروآز و پـر و پـآت مـنم
نگـفـتمت کـه تـرآ ره زننـد و سـرد کـنند
کـه آتـش و تـبش و گـرمی هـوآت منـم
نگـفـتمت که صـفتـهآی زشـت در تـو نـهند
که گم کنی که سر چشـمه ی صفآت منم
نگـفـتمت که مـگو کآر بـنده از چـه جـهت
نـــظآم گـیـرد خـلآق بـی جـهــآت مـنم
اگـر چـرآغ دلـی دآنکـه رآه خـآنه کـجآست
وگـر خدآ صـفتی دآنـکه کـد خـدآت مـنم
ما را در سایت بآ منـــے خـــدآ....؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 117